۱۳۹۰ مهر ۷, پنجشنبه

معمایی به نام احمدی نژاد - کیست پدرسوخته!؟



گو چه کسی بر همه کوتولگان               یکـّه امیر است پدرسوخته
عاشق آشوب و به حق دکتر ِ                 هیر وَ ویر است پدرسوخته
در شکمش روده نبُد هیچ راست              پیچ تو گیر است پدر سوخته
عالم جنـّی و شیاطین را                       مثل سفیر است پدرسوخته
ملّت بیچارۀ ما در کـَفـَش                     عین اسیر است پدرسوخته
کلّ جهان زو به ستوه آمده                    بس که شریر است پدرسوخته
ریده به هر گوشۀ این مملکت                اِندِ مدیر است پدرسوخته
شرم و حیا، آب ندارد به رو                 همچو کویر است پدرسوخته
کرد حرامش زن او سیْد علی                دست به کیر است پدرسوخته
رقص چو الویس کند، پای وی               کفشک جیر است پدر سوخته
عالم دهر است و زده پوزۀ                   هر چه وزیر است پدرسوخته
دور و برش مملو بی مایگان                 چون که فطیر است پدرسوخته
هر کَسَکی یک دو سه روزی بخورْد       عین خمیر است پدر سوخته
برده ز جمعی فـَدَوی عقل و هوش          مثل پنیر است پدرسوخته
هی خس و خاشاک به چشمش رود         چون که بصیر است پدرسوخته
خلق به کونش علمی سبز کرد               باز نمیر است پدرسوخته
تا به جهان هست، بدان روز ما              تیره چو قیر است پدرسوخته
کاش که دستم برسد چَک زنم                حیف صغیر است پدرسوخته

با پوزش از پیشگاه زنده یاد ایرج میرزا به خاطر دزدیدن وزن و ردیف شعرش!


قیژک کولی
مهر ١٣٩٠

۱۳۹۰ مهر ۲, شنبه

پنج فاز سکس ناب اسلامی به فتوای آیت الله قزوینی سپوزمانی


اخیراً از مرجع تقلید جوان، آیت الله عظمی ابوالحسن قزوینی سپوزمانی، معروف به « حاجی ابولی » دربارۀ سکس ناب اسلامی استفتا کردم. فتوای داهیانۀ ایشان چنان ژرف و  استدلالاتشان چنان صادقانه بود که آنها را به شعر در آوردم تا شما عزیزان هم مستفیض گردید، شاید که به گلۀ رو به فزونی این شبان راه خدا بپیوندید. فقط زیاد به آیت الله نزدیک نشوید که عواقبش گردن خودتان است (عکس بدون شرح زیر را ببینید!) ما که با ایمیل استفتا کردیم (از ترس کونمان!) این هم فتوا و استدلالات مربوطه:  

گفتم او را « آیت الله جوان!                   سکس اسلامی چه باشد؟ کن عیان! »
گفت « قیژک! آفرین بر پرسشت!            چون بُوَد اندیشۀ پیر و جوان
ما فقط در کار روضه نیستیم                   حیطۀ ما هم کمر، هم زیر آن
سکس اسلامی بُوَد منظومه ای                 اندر آن چندین حکایت، داستان
سکس اسلامی نباشد قارت و قورت           فازها باشد درون آن نهان
پنج فازی بهر هر مؤمن که او                  یک به یک باید بر آن گردد روان
صیغه، عقدی، مُتعه، یا دافی خفن             او دل تک تک به دست آرد به آن
فاز اول، فاز خوب گفتمان                     اصطلاح فقهی اش هم: لاسمان
می چپانی مغز وی در زودپز                 می فرستیش از زمین تا آسمان
فاز دوم، فاز شیرینی بُوَد                      ماچ و موچی با نوازش: سایمان
فاز سوم، ورزش ماهیچه هاست              وقت محکمتر چلاندن: مالمان
عاقبت نوبت به حمله می رسد                حمله ای چون حملۀ رزمندگان
خمسه خمسه سیخ بر عرّاده اش              می بَرَد، می آورد بر کان و مان
می کند بالا و پایین، چپ و راست           میخ دین می کوبد او با گایمان
فاز پنجم، چون رسیدن بر خداست           فاز آه و آخ و آب و آیمان
آید آن با انتظاری پرثمر                       چون ظهور حضرت صاحبْ زمان
دستِ تخمک دستِ اسپرمی  نهد             دست حق با او بُوَد تا زایمان
این همه زحمت، عرق، آورد و بُرد         در ره اسلام باشد ای جوان!
فتح سنگرهای کفر و شرک وحَرب         مشت کوبیدن به پوز دشمنان
محو استکبار آمریکا و غرب                کوفتنْ چتر ولایت بر جهان
این نه کاری ساده، تخمی تخمی است       لشکری جانباز می خواهد! پس بدان:
رمز پیروزیّ دین در دو جهان               گایمان است، گایمان است، گایمان!





















قیژک کولی
مهر ١٣٩٠

۱۳۹۰ شهریور ۲۷, یکشنبه

مموتی نامۀ تصویری ۲












مموتی: « عجب اختلاسی بود این دفعه.  پایین نمی ره بد مصّب! »













مموتی: « چقد چغلی ما رو می کنه این گوزبالاق تپه! شیطون می گه بزنم فکّ شو بیار پایین ها! عینکی ِ کون کرمکی! »













مموتی: « بلندتر بگو عزیز برادر، من گوشام یه ذره گیر داره. آخرین بار که شستم شون با مامانم رفته بودم حموم، زورم کرد شستم! »




















 
اعظم خانم: « وا ممو جون! نکن! بذار بریم خونه بعد. حرف در میارن ها! »
مموتی: « اعظم ... اعظم ... جون من ... یه ذره دیگه وایسا ... مدیریت کردم، الآن تموم میشه! »














مموتی: « حاجی داسیلوا، چند تا از خواهرای برزیلی رو تو کارناوال ریو دیدم، ماشالله  از خواهرای ونزوئلایی هم انقلابی ترن! این لرزشهایی که می دن، لرزه به اندام آمریکای جهانخوار میندازه. »
داسیلوا: « آره، آمریکا که هیچی، به بعضی جاهای من هم لرزه میندازه! »














مموتی: « بیا بریم پشت پرده، باهات کار دارم. »
لاریجانی: « به خدا اگه کاربدی بکنی داد می زنم، آقا همین بغل نشسته. »















لاریجانی (فردای عکس بالا): « فریب قد این کوتولۀ بی شرف رو نخورین، خایه هاش یکی این هواست! »














مقام معظم: « دکتر جون، خوب شنگولی ها، هنوز اون استکان عرقو نزده! »
مموتی: « آقا، غلط نکنم شما هم انگار دو سه پیکی زدی ها! از وجنات مبارک معلومه. »












فکر مموتی: « فرمایشات شما متین، ولی من که به این تخمم هم نیست! »
 













مموتی: « حاجی، گفتی این تو چقدر تـُن ماهی جا می شه؟ انتخابات بعدی با کیک و ساندیس، شاید تـُن ماهی هم پخش کردیم. »



مموتی نامۀ تصویری ١
http://gheyzhakekoli.blogspot.com/2011/08/blog-post_27.html



قیژک کولی
شهریور ١٣٩٠


۱۳۹۰ شهریور ۱۹, شنبه

سیدعلی کلید دار، کلیدو اونجات بذار!















مقام معظم رهبری به تازگی  فرمودند که کلید دار اصلی نظام هستند. اولاً معلوم شد که در کار کلیدداری هم مانند رهبری و نیابت امام زمان و شاعری (!) و غیره، کلاً ترکمان زده اند، چرا که میلیونها ایرانی از لای در زده اند به چاک و هنوز هم می زنند و آنهایی هم که داخل می شوند، همه جاسوسند!  

ثانیاً به ذهن من خطور کرد که ایشان فقط کلید نظام دستشان نیست. کلیدهای دیگری هم از دسته کلید بزرگشان آویزان است که جرینگ جرینگ شان همه جهان را گرفته است. چند تایشان که به ذهن این حقیر می رسد از این قرار است:

کلید بزرگترین شیره کش خانۀ جهان
کلید یکی از بزرگترین فاحشه خانه های جهان
کلید خطرناک ترین پیست اتوموبیل رانی جهان
کلید آلوده ترین باغ جهان که بیشتر درختانش را بریده اند و دریاچه اش را خشکانده اند 
کلید بزرگترین لات خانۀ جهان که طبیعتاً گنده لاتهای آن رهبرانش اند
کلید مادربه خطاترین جامعۀ کلاه برداران جهان (چه حکومتی، چه مدنی)
کلید یکی از بزرگترین گروههای بیکاران جهان
کلید بزرگترین مجامع متجاوزان به ناموس در جهان
کلید دومین سلـّاخ خانۀ جهان
کلید بزرگترین زندان سیاسی جهان
و یادم نرود:
کلید قفل شورت آهنی بانو خامنه ای!


در ضمن، اگر نمی دانستید مقام معظم شاعر هم هستند ( و چه (کس)شعرهای نغزی که نمی سرایند)، نگاهی به اینجا بیندازید:

http://gheyzhakekoli.blogspot.com/2011/08/blog-post_20.html


قیژک کولی
شهریور ١٣٩٠

۱۳۹۰ شهریور ۱۲, شنبه

آذربایجان دور اَیاغا!















آذربایجان! عجب ایپۆن قیْریْلدی         ظالیم مالـّا ثروتـۆوه ویْریْلدی
ائله چاپدی، یئدی، قارنیْن دوْلدوردی    استعمارگر آبروسونا قیْسیْلدی
باغلارووی بیچیپ، مَچید سالدیْلار      زیْرزیْریندان اعصابلارون جیْزیْلدی
اورمیه ده گـٶزل گـٶلۆن قورودی      یئری چیْخیْپ، گۆن آلتیندا جیْریْلدی
یاراسینا دوز تـٶکۆلدی، اوْت یاندی     نامردلردن گـٶی اۆرَگی سیْخیْلدی
آذربایجان! دیللـَن مه سن نه اوْلار؟     خبر گـَلـَر جوانلارون قیْریْلدی
ثروتلرۆن غارت اوْلدی، قوتولدی       داغ باشیْندا بابک قله ن ییْخیْلدی
آذربایجان دور اَیاغا آمان دی!           بیردن گۆردۆن نه کی وارون ییْغیْلدی
 

قیژک کولی
شهریور١٣٩٠


تـۆرکی دیلی سئوَ نلر! بورادا بیر گـٶز گـَزدیرون:
محمود بالایه خداحافظ

http://gheyzhakekoli.blogspot.com/2011/06/blog-post_12.html

راهنمای رسم الخط ترکی آذری در ایران:
 یـ       بیر     یک
 یـْ       قیـْز    دختر
 ئـ       یئـر    زمین
 و       بوز    یخ
 وْ       توْز    گرد
 ۆ       اۆز    صورت
 ٶ       اٶز    خود

۱۳۹۰ شهریور ۵, شنبه

مموتی نامۀ تصویری ١













نه مموتی جان، این جوری، اجدادت از درخت می رفتن بالا! شما حالا اجازه داری گاهی اوقات آسانسورسوار بشی!















آ باریک الله! همون جوری دستهاتو ببر بالا ... بالا ... بالاتر، دو بامبی بزن تو سرخودت! 

















بابا یه شمد بندازین رو این بدبخت! می چاد، دولت بی صاحاب می مونه، مملکت به گا می ره ها! بله؟ چی؟ ... آهان ... می گن انگار قبلاً به گا رفته! ولش کن پس، بذار ذات الریه کنه، سقط شه، مادر قحبه!















اوه اوه اوه! داره تمرکز می کنه تگوّز کنه! فرار کنین، الآن بوش بلند می شه!


مموتی جان! مهم نیست که قشنگ نیستی، قشنگ اینه که مهم نیستی!














چشم! به کسی نمی گیم که هر روز، اول صبح می ری وزارت اطلاعات، می شاشی تو سماور مصلحی!















تو چرا گریه می کنی جاکش!؟ ما که شش ساله (به روایتی سی و سه ساله) دهنمون سرویس شده باید زاربزنیم!



وای! اون پوزخند ملیح و دندونهای مرواریدت منو کشته! دماغت که البته جای خود دارد!












آره نوکرتم، بپوشون اون وجناتت رو که شیش ساله همه مون مدام اسهالیم!














“You talkin’ to me?e



قیژک کولی
شهریور ١٣٩٠


عکسهایی دیگر از مموتی با اجامر دیگر:
http://gheyzhakekoli.blogspot.com/2011/07/blog-post_29.html


 

۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه

فلسفۀ سکسی چادر مشکی!



در پی هجمۀ ویژه نامۀ خاتون به چادر مشکی، و دفاع مراجع تقلید و ائمّۀ جمعه از این اصل اصلی دین (که دیگر اصول دین در برابرش پشم است!)، ما هم تحقیقکی در این زمینه کرده ایم که نتیجه اش تقدیم می شود:




شنیدستی که خاتونی موقــّر                گرفتش گشتِ امنیت مکرّر؟
نه این که مو و زلفش دیده می شد         و یا که قوس کونش دیده می شد
حجاب کامل و مستحکمی داشت           ولی رنگ حجابش موردی داشت
که چادر، برترینش مشکی اش بود        هر آن کس گـُل گـُلی سرکرد، لـَش بود

چنین گوید مکارم، مرجع دین               که فتوایش رَوَد تا چین و ماچین:
« سیاهی رنگِ اسلام و ائمّه است         حجابِ خوار و مادر، خاله، عمّه است
سیاهی رنگِ قرآنی بباشد                    وزین رو پشم کُس مشکی بباشد
حجاب کُس بُوَد پشم ِ سیاهی                به سان ِ بیشه ای بر گردِ چاهی
و شیر ِ بیشه باشد شوی ِ خاتون           بدرّد تشنه ای کو زد شبیخون! »

ایا یاری که هستی تو سکولار              سیاهی را بُوَد اسرار بسیار
شنیدستی که مشکی رنگ عشق است؟    بدان عشقی! که ضمناً رنگ عیش است
سیاهی در فـَشِن هم رنگ اصلی است     که رنگ شورت وکرستهای سکسی است
برازنده لباس هرچه ماه است               سیاه اندر سیاه اندر سیاه است
بُوَد سوپرمُدل آن یار عشقی                 که چادر، شورت و پشمش هر سه مشکی
نمیریم و ببینیم آن زمان را                  که هر کس خود گزیند جامه اش را
« پری رو تاب مستوری ندارد »          که زوری تن کـُنـَد، زودی درآرد
 

قیژک کولی
شهریور ١٣٩٠

۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه

... شعرهای مقام معظم رهبری

دو بیتی زیر از سروده های آقای خامنه ای است ( بعله، هنر ایشان تنها در رهبری و نیابت امام زمان نیست، در کس شعر بافی هم سرآمدند - کاش به دوّمی بسنده می کردند):

می فروشی گفت کالایم می است        رونق بازار من ساز و نی است
من خمینی دوست می دارم که او       هم خـُم است و هم می است و هم نی است


( به قول ما ترکها « واه واه اَتلریمی تؤکدی! »)

پس از دست اندازی مجدّد دکتر مموتی به ریاست جمهوری، مقام معظم دو بیتی دیگری سرودند:

آنجلینا گفت رویم خوشگل است        مزّۀ لبهای من قند و هـِل است
من مموتی دوست می دارم که او      هم خـُل است و هم چل است و فلفل است


حالا که مموتی جفتک اندازی آغاز کرده است و خدا را هم بنده نیست، چه برسد به خ.ر. خدا، مقام معظم دوبیتی جدیدی آفریده اند:

احمدی پُررو و خیلی سرکش است     یار او اسفندیار جاکش است
ای که گویی او شعیب صالح است     خود بدان کس کش تر ازهر کس کش است


قیژک کولی
مرداد ١٣٩٠

۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

علوم اسلامی جایگزین علوم انسانی غربی!


در پی تصمیم اخیر برخی دانشگاهها به حذف علوم انسانی غربی، وزارت علوم دروس اسلامی جایگزین زیر را به دانشگاهها پیشنهاد داده است:

مبانی پنج گانۀ منطق اسلامی سنتی: شمشیر - تیر و کمان – نیزه – چماق - سنگ و کلوخ
مبانی هفت گانۀ منطق اسلامی نوین: باتوم – شوکر - شیشه نوشابه – گاز اشک آور - جرثقیل – گلوله - هکینگ
تاریخ سفسطۀ اسلامی: از امام صادق تا امام خامنه ای
روشهای تشرف به دین مبین اسلام ١ – مخصوص
زنان زیبارو
روشهای تشرف به دین مبین اسلام ٢ – مخصوص
کودکان بی مو
سیری در تاریخ کوبیدن میخ کلفت اسلام در سه کنج بلاد کفر

مبانی مهدیلوژی و دجّال شناسی
اصول چاه شناسی – جمکران، ویل، و نفت
دینامیک و آیرودینامیک ظهور
معادلات دیفرانسیل حرکت پرتابی امام زمان از ته چاه جمکران
احکام توقف و تداوم جماع در لحظۀ ظهور
تئوری لواط در اثنای ظهور
روشهای بالینی تسریع ظهور
کارگاه احضار امام زمان

وصیتنامۀ آیندۀ امام خامنه ای
گزیدۀ کاف شینهای داهیانۀ مقام معظم رهبری
مجموعۀ هایکوهای عارفانۀ مقام معظم رهبری
فرازهایی از اسب سواریهای ماهرانۀ مقام معظم رهبری
تاریخ انقلاب اسلامی – ویرایش شانزدهم
پاتولوژی فتنه
روشهای جرّاحی غدد فتنه گر

هیدرولیک غسل و وضو
مکانیک خاک تیمّم
دینامیک جریان گوز در هوا و آب و مکانیسمهای ابطال نماز و وضو
پدیدارشناسی جنابت و غسلهای مربوطه
مبانی هنرهای دستی و تجسّمی ١ – استمنا
مبانی هنرهای دستی و تجسّمی ٢ – استشها
کاربرد رایانه در هنرهای دستی و تجسّمی

تفسیر موضوعی حلیة المتــّـقین ١– شکم
تفسیر موضوعی حلیة المتــّـقین ٢– زیر شکم
مبانی مالش و گایش و زایش اسلامی
گایولوژی پیشرفتۀ اسلامی

رمل و اصطرلاب ١
رمل و اصطرلاب ٢
سُم شناسی اجنـّه
روانشناسی اجنـّه
معارف رمّالی و مبانی جن گیری
رمّالی و جن گیری پیشرفته و روشهای ارتزاق از مدفوع
مبانی جماع با اجنـّه

روشهای صیغه یابی
شناخت بازار بورس صیغه، متعه و مشتقات در قم و مشهد
روشهای بیشینه سازی جماع با صیغه، برای برادران
مدیریّت جماع ِ همزمان با زوجات متعدّده
روشهای عینی ارزیابی مهر و نفقه
آیین صیغگی برای خواهران
کارآموزی صیغه یابی – مشهد / قم

مبانی تحلیل طلاق سه گانه
کشف و استخراج زوجات مطلــّـقه و سه طلاقه
اخلاق محلــّلی
بیشینه سازی جماع در فاز محلــّلی

جغرافیای ذ َکـَر
توپولوژی خایه ها
متدولوژی ختنه
دینامیک نعوظ
مبانی استبرا
ختنه سوران در صدر اسلام
خودآموز ختنه
کارآموزی – ختنۀ نامسلمانان تازه مشرّف شده به دین مبین

توپولوژی فـَرْج
روشهای صعود به جبل الزّهره
مبانی طـَبَق زنی و مُساحقۀ اسلامی
سیر مُساحقه در اسلام
ماشین آلات سنتی مُساحقه – چرمینه گری و مچاچنگ سازی
ماشین آلات مدرن مُساحقه – الکتریکی وهوشمند
بهینه سازی مساحقۀ گروهی
مسابقۀ مساحقه برای جایزۀ فاطی کماندو – حوزۀ علمیه خواهران

هندسۀ مقعد
مکانیک ماتحت
تـُف شناسی
اصول ترکیب گلاب و وازلین و عطر مشهدی
مکانیک سیّالات لیز و اَبَرلیز
مبانی وَطی از دُبُر – گرایش تر
مبانی وَطی از دُبُر – گرایش خشک
تئوری لواط  ساده – یک به یک
تئوری لواط پیچیده – یک به چند، و چند به یک
تئوری لواط اَبَرپیچیده – چند به چند
آسیب شناسی لواط
سیر لواط در فیضیّه
نظریۀ کاربرد اجسام
کارگاه لواط
کارآموزی – قم / کهریزک
مسابقۀ مقاله نویسی در مبحث شیرین لواط – جایزۀ بورس تحصیلی آیت الله مصباح یزدی


قیژک کولی
مرداد  ١٣٩٠

۱۳۹۰ مرداد ۱۹, چهارشنبه

خطاب به آانهایی که می خواهند در انتخابات شرکت کنند



   
اَیا آن کس که می خواهی دهی رأی               به تشویق دموکراسی کنی سعی
بیا قیژک برایت مو شکافد                          حکایت از ندامتها ببافد
که قیژک هم زمانی رأی می داد                   ز تحریم چی، دهانی سخت می گاد
و رأیش خاتمی یا موسوی بود                     که از کابوس دکتر ا.ن. نیاسود
چه شد پس، آن همه امّید فردا؟                     سخنرانی، همایش، شور وغوغا
و آن صفهای طولانیّ ِ مردم                        برای دادن رأیی که شد گم
کسی آمد شمرد این رأی ما را؟                    کسی بودش به تخمش، ثبت آرا؟
چه فکری کردی و چی آخرش شد                به جای کدخدا، مهتر، خـَرَش شد
که ملـّت رأی بر سبزی بدادند                      به جایش در خـَلای ا.ن. فتادند
نکردی توبه از «اصلاح» بازی؟                 به مادرقحبگان تا کی بسازی؟
اَیا آن کس که می باشی مردّد                      شنو قیژک چه می گوید مجدّد
نکن رأیت به صندوق ولایت                      همان بـِه افکنی در مستراحت
اگر هم پا به صندوقی فِتادت                       بر آن برگه نویسی «کسّ خوارت» ! 



قیژک کولی
مرداد ١٣٩٠

۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

شکست رژیم زیر دست و پای خزان پیژامه پوش و یلان آب پاش؟


جوادان، خزان، آب بازان، درود!                  به ما شیطنت‌های تان ره‌ نمود
که در سرنگونی آخوندکان                           بسیجی‌، سپاهی، دگر دلقکان
چه حاجت به شورش، شعار، آتش است؟          که پیژامه و آفتابه بس است!


 قیژک کولی
مرداد ١٣٩٠

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

در باب شباهت گوز و آخوند


















بیا قیژک بگوید چند و هم چوند                   شباهتهای بین گوز و آخوند
که هر دو پر صدا و جار و جنجال               ولی بی خاصیت مانند پوشال
هماره در مسیر باد گردند                          همه سوی دگر ناشاد گردند
طرفدارانشان اوباش و عامی                       نیابی بین شان یک فرد نامی
به هنگام خروج گوز و ملـّا                        به هر دو می شوی نیم خیز و دولـّا
سبکتر می شوی چون هر دو رفتند               که هر دو موجب دل درد و نفخ اند
شکم، یا زیر ِ آن، یا هر دو قاطی                 به غیر از این ندارند ارتباطی
اگر چیزی بگویی نغز و شیرین                   صدای هر دو سازد روحْ، چرکین
نمی یابی تو یک آخوندِ کم رو                    همان طوری که نـَبْوَد گوز ِ خوش بو
اگر هم هر دوشان گیرند قدرت                   بیفتد گند و گـُه در کار ملـّت
بباشد یک تفاوت بین آنها                          وزین رو گوز باشد بـِه ز ملـّا
که می گوزی تو مفت و بی مخارج              ولی  ملـّا  خورد مال و مدارج   


این شعر را به الهام از مطلبی در بلاگ دودوزه نوشتم:
http://dodoozeh.blogspot.com/2010/09/blog-post_18.html

قیژک کولی
مرداد ١٣٩٠

۱۳۹۰ مرداد ۷, جمعه

عکسهایی پر معنا از احمدی نژاد، مشایی، و دیگر اجامر


احمدی نژاد: « به کامران گفتم حالا که از خودت در آوردی، اقلاً نود درصد در می آوردی بی عرضه. »
مشایی: « از این کامران سوسول تر و بی خایه تر، خودشه. همین شصت و خرده ای هم من دو ساعت باهاش چونه زدم، در آورد. »




احمدی نژاد: « اسی، جون تو قالبِ سوراخ تو دیوار حیاطمونه تو نارمک. یه استنبولی ملات سیمان درست کنم، حله. »







احمدی نژاد: « اسی، این صبیه ات کجاست بابا؟ این آقا پسر گل ما دلش ضعف رفت. مالو ندید که نمیشه خرید که! »









« ما یا کلاه سر ملت می گذاریم ...» 



« یا کلاه از سرشون ور می داریم! »
احمدی نژاد: « اسی، سید گاییده ها، گیر داده سه پیچ! »
مشایی: « بی خیال باش! دادم هر روز یه خرده قهوه اش رو تلختر کنن. » 
مشایی: « بیا این کتاب طبخ الغایط فی البول بشکل الدلمة و الرول بحسب السنتة والقول عباس غفاری رو بده خانومت بخونه یه ذره آشپزی یاد بگیره. دخترم از لاغری شده عینهو چوب خشک، از بس که برنج شفته و گوشت سوخته گذاشتین جلوش. »
بقایی: « به نظرت این منشی جدیدۀ من می ده یا نه؟ »
« فکر کنم بده ... »


مشایی: « صد دفعه گفتم این قدر شبها دیروقت تنها تنها ماهواره نیگا نکن. ببین دستتو به چه روز انداختی! »





فکر هر سه: « یا ابوالفضل! این احمد خاتمی باز جو گیر شد. الآن می زنه جلوبندیمونو می آره پایین. »
احمدی نژاد: « رحیمی جون، اینو ول کن بابا! بیا کتاب اسی رو بخون در بارۀ ازدیاد قوۀ باه! ببین هنوز درست ننشسته چی زده بالا! »
مشایی: « عذر می خوام، چیزی فرمودین؟ »
خامنه ای: « خودتون رو به کری نزنین! لب تر کنم، در اثنای سه سوت، همشیره و والدۀ جنابعالی را بر هم منطبق می کنن. »
« باباجان دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ! »

















حدادیان: « عجب عورت گنده ای داره این احمدی نژاد فسقلی!! »





همگی: « ای حضرت صاحب زمان
آماده باش آماده باش
بهر ظهور از جمکران
آماده باش آماده باش
ای مردمان دست به آب
وقت طهارت آمده
از شوق دیدار مبال
کونها همه پیدا شده »
« بابا به امام زمان، من خودم اندازۀ یه مرجع تقلید حالیمه، فقط گل کلم سرم نیست. »
احمدی نژاد: « اونه ها! اون کس کش بود شعار داد! »
مشایی: « اون بود؟ »
احمدی نژاد: « آره خود جاکشش بود. »
مشایی: « می دم همچی مهری بهش بورزن که مهردونش از وسط چاک بخوره! »
احمدی نژاد: « عجب سفر پر باری بود. هم جزئیات طرح هدفمندی یارانه ها رو تکمیل کردیم، هم به لشکر امام زمان یه سرباز اضافه کردیم؛ خدا رو چه دیدی، بلکه هم دو تا سرباز. اون چاه هوایی رو امام زمان خودش درست سر بزنگاه فرستاده بود. »
اعظم خانم: « واه واه، خدا به داد! چقد دستشوییشون تنگ و تیلی بود! » 

« آی کردنم درد می کنه! »
خامنه ای: « به به آقا محمود عزیز، پارسال چاکر هم ساز، امسال قاطر لج باز. نیشتون هم که ماشالله مثل همیشه تا بناگوش گشاده است. اندکی بهتون خندیدم پررو شدین. دفعۀ آخر باشه. بازم پررو گیری بفرمایین، می دهم با همین شال سیاهتون، در میدان هفت حوض نارمک، از ماتحت مبارک دارتون بزنن! »
احمدی نژاد: « این اسی خیلی حالیشه ها، ولی عجب چسهای ستمی می ده! »

احمدی نژاد: « مواظب باشم عورتم نیفته بیرون، وگرنه هزار تا حرف در میارن! .... حالا آقایون امامها محکم بشینین، می خوایم بچّرخیم! »
« اختلافی نیست! رهبری و رئیس جمهور همه حرفهاشون بالاخره یه جایی به هم می رسه. »
فکر هر دو: « چایی آقا امام زمان رو چرا نیاوردن پس؟ »
« خانم منشی، به امام زمان، آقای بقایی کار به خصوصی نداره. من می شناسمش، زود تموم می شه. اگر هم چیزی شد، من همین جوری شما رو سردست می گیرم، شخصاً می برمتون تهران کلینیک. »
« من جن گیرم، جاکش!؟ مردی واسّا بیرون! »
« آقای معلم موزۀ بریتانیا! اجازه است ما این آجرشکسته هه رو ببریم خونه به اعظم و مامانمون نشون بدیم! به خدا فردا صبح سالم برش می گردونیم. » 
جایزۀ کسکار بیشترین منشیهای زمین زده شده برای آقای بقایی!
« امام زمان خودش گرا داده. اگه موشک شهابو این وری بزنیم، می ره، می ره، آخرش صاف می ره تو کون اوباما! ...
... از این وری اگه بزنیم یه راست می‌‌ره‌ لا پای نتنیاهو. » 

« سید علی که اومد تو، اومدم یهو پاشم، با کون خوردم زمین. آخه یک از این برادران قاچاقچی ابسلوت آورده بود، با بقایی نشسته بودیم تا خرخره خورده بودیم جون شما. »
احمدی نژاد: « بابا به خدا این پشت شیشه است، کاری نداره بنده خدا! ضرب در قرمز هم زدیم که جلوتر نیاد. » 




 قیژک کولی
مرداد  ١٣٩٠